طلوع روشن
خزان سال می رود و بهار می آید
طلوع روشن آن نگار می آید
هر جمعه می رود و آدینه ای دگر....
چیزی نمانده صبر کن ، تکسوار می آید
تا کی ....؟
هر جمعه به انتظار بودن تا کی؟
دلتنگی و شعر سرودن تا کی؟
ای منجی ما بیا ز پشت پرده....
این غربت جمعه ها شمردن تا کی؟
اشعار از:حمید رضا علیپور
